در فراخنای برگ های زرین این بهین نامه ی دانای توس، علاوه بر گزارش شورآفرین از کارزار و آوردگاه ها، در کنار شاهان پر آوازه ی پیشدادی و کیانی، پهلوانان نام آوری جای گرفته اند که بسیاری از آنان آیین های رادمردی، بخردی و جان بازی را به ما می آموزند. علاوه بر خوانش جداگانه از زندگی و مرگ این پهلوانان حماسه ساز که شاهنامه این حماسه ی بزرگ ملی به زیور نقش آفرینی و رویدادهای رزمی آنان زینت یافته است به نشانه هایی از اقتدار فردی و خاندانی آنان می رسیم که با پوششی ویژه وکارکردی خاص حماسه را با پیامی آمیخته به رمز و راز بیان می دارند. پیکره ای خاص که نقش پرچم آن هاست یا رنگ ویژه درپوشش و ادوات آن ها که با نام وننگ آن ها جفت و قرین گشته است و غالباً در صف آرایی جنگ ها به جلوه در می آید. کلاه ویژه، زره ویژه که از اقتدار فردی و قومی آن ها خبر می دهد. پوشاک، زیور و آلات جنگی، همگی نمودگر مظاهری از فرهنگ، ملیت ومذهب یک جامعه است که فرزانه ی توس با ساختاری اسطوره ای از آن بهره می جوید و این پیوستگی و پایداری فرهنگی و تاریخی را به معرض نمایش می گذارد. اگر فرهنگ و تاریخ ما امروز زنده، تپنده و پایدار است این تپندگی در گرو همین نامورنامه هزاره هاست که پاره ها را به یاره های نسل نوین خودآگاه، منتقل می سازد تا پیامش را بدور از تعرض و معاندان به گوش آگاهان برساند. پهلوانان حماسه ی ملی ماافزودن براین همبستگی خاندانی، میان گروه وگستره ی رزم یاران را نمایندگی می کنند وگاه باپوشش ویژه خودکارکردی خاص را نسبت به مرکزیت قدرت ایرانی به غیرایرانی ارائه می دهند. (مختاری1379: 129-46) بزرگ پهلوانانی چون کشواد وخاندانش، بهرام، زریر، سیاوخش و. . . که نابغه ی توس با پوشش خاص از رنگ، زنگ ها وآهنگ های تاریخ را درفضایی روشن وفسون بار با فر و فرزانگی ازجهان آرمانی-ایرانی خویش به دنیا ی کنونی ما می کشاند تا پیامی فراتر از نمودها را به مخاطب آگاه خویش منتقل سازد.